مراسم ازدواج در قوم بلوچ   

ازدواج در بلوچستان همانند ساير جاها ودر ميان ساير اقوام آداب  ورسومات مخصوص به خود رادارد. در همه جا ازدواج همراه با شادي و جشن بوده و هست اما در بلوچستان علاوه بر شادي  وجشن چيزي كه مهم تر است همكاري  وكمك به همديگر است و مردم و اقوام دور هم جمع می شوند می گویند ورقص می کنند و از شاعران و خوانندگان بلوچی دعوت می کنند در این جشن به سازو اهنگ بلوچی بخوانند و بنوازند.

آداب  ورسومات ازدواج

بجار

بجار يكي از آداب و رسومات قبل از ازدواج است كه توسط خانواده داماد جهت جمع‌آوري كمك به افراد فاميل  وآشنايان روي مي آورد بجار را دريك جمله كلي بدين گونه مي توان تعريف كرد كه جمع آوري كمك توسط پدر يا سرپرست داماد از مردان فاميل و آشنايان قبل از شروع مراسم ازدواج مردان خانواده داماد براي كمك گرفتن و انجام مراسم ازدواج به مردان فاميل و آشنايان مالدار رجوع مي كنند و به اين شكل هم از آن شخص كمك مي گيرد  وهم آن شخص رااز مراسم ازدوا ج با خبر مي سازد و هنگام خبر دادن بجار خواستن به طرف مقابل به اين شكل خبر مي دهد فلاني كه را مي خواهم زن بدهم به من بجار بده يا كمكم كن كه به زبان محلي مي شود :

(فلاني (اسم داماد ) لوئان سيرء بكنان بجارون بده ) و آن شخص آنچه كه برايش مقدور باشد به او مي دهد و به اين عمل بجار كنگ يا كمك گرفتن گويند و بجار مي تواند هر چيزي باشد وبستگي به توان و بضاعت بجار دهنده دارد و اين عمل براي بجار دهنده يك نوع پس انداز براي آينده او مي باشد که ولی امرزوه چنین چیزی نیست و 50درصد از این سنت در حال نابودی هست و 50درصد دیگی از مردم کی در زوستا ها زندگی می کنند این رسم را قبول دارند و بقیه این رسم را ننگ و ابروریزی میدونند.

ونتوكيك vantokik

معني كلمه و نتوكيك يعني دعوت به همياري

و نتوكيك در يك جمله كلي دعوت كردن فاميل توسط زنان خانواده داماد جهت كمك كردن در عروسي است يكي ديگر از آداب و رسومات قبل از ازدواج است  وتقريبا با بجار همساني دارد با اين تفاوت كه انجام دهندگان  وفتوكيك زنان  وخانمهاي خانواده داماد مي باشند ولي انجام دهندگان بجار مردان خانواده داماد مي باشند قبل از مراسم عروسي زنهاي خانواده داماد براي خبر دادن و دعوت كردن زنهاي ديگر به سراغ آنها مي روند و آنها را با خبر مي سازند كه به اصطلاح محلي آنها را سهي مي كنند اين گروه زنان لباسهاي شيك و خوشبويي كه نويد دهنده شادي است استفاده مي كنند . معمولا جملاتي كه درهنگام خبررساني بر زبان مي آورند به شرح زير مي باشد : امشب بيائيد كه براي فلاني (اسم داماد ) حنا بخيسانيم  وبا به دست فلاني (اسم داماد ) حنا بگزنيم كه در زبان محلي مي شود

(بيائيت حناي ء شلينين ـ فلاني ء حنا به دستءَ ديئن)  وزنهايي كه به آنها خبر رسانده مي شود و چيزي را جهت كمك به خانواده داماد به زنان حامل خبر مي دهند .

هزم گري : hazm gare

درهنگام تعيين مهريه كسي كه به عنوان محرم يا سرپرست عروس ( در زبان بلوچي به آن هزم hazm مي گويند) از داماد چيزي را به عنوان شيريني مي گيرد به آن هزم‌گري مي گويند .

مال mall

(پولي ) چيزي كه پدر و مادر عروس از داماد به عنوان شيريني مي گيرند كه در عرف بلوچي به آن مال مي گويند كه دربيشتر جاها مادر زن مقداري پول از داماد به عنوان حق شير مي گيرد و در عوض به عروس و داماد اسباب منزل و يا چيز ديگري هديه مي دهند .

حنّايي  

شب قبل از شب زفاف را شب حنابندان مي گويند در آن شب خويشاوندان  وآشنايان جمع شده و حنا مي خيسانند در بعضي جاها رسم بر آن است كه پيش عروس حنا مي‌خيسانند و از همان حنا براي داماد مي برند و سپس يك سيني پيش مردان  ويك سيني ديگر پيش زنان مي چرخانند ولي در بسياري جاهاهر دو جا هم پيش داماد  وهم پيش عروس حنا مي خيسانند و داخل سيني مي گذارند  وپيش مردم مي چرخانند  وآنها هم در عوض به عنوان شيريني  وكمك چيزي به آنها مي دهند . که معمولا در ایرانشهر و سرباز و سراوان این رسم هنوز که هنوز هست ولی در زاهدان و خاش چنین رسم هست ولی پول را جمع نمی کنند و در چابهار رسم انها مانند رسم گوادر و کراچی پاکستان است.

ليت واري Litvare

(بعدازظهر) روز قبل از شب زفاف همه آشنايان وخويشاوندان داماد جمع شده، داماد را جهت استحمام با ساز و طنبوره و رقص و موسيقي به جايي بيرون از شهر يا در داخل شهر مي برند و در بعضي جاها داماد را درداخل همان خانه استحمام مي كنند . اين مراسم همراه با رقص و پايكوبي و مراسماتي مانند تيراندازي و مسابقات مي باشد به محض بيرون آمدن داماد از حمام بر او به عنوان مباركي  وشادباش پول يا چيزي با ارزش مي ريزند  وبه گروه موسيقي و نوازندگان و رقاص ها چيزي مي دهند كه به آن ليت واري گويند که امرزوه در ایرانشهرو زاهدان و خاش بیشتر از بقیه شهرهای بلوچستان برگزار میشه و داماد را برای شستن به بیرون از شهر می برند.

پشت تخته ايك يا درباني : posht tahtaik

در شب زفاف هنگامي كه داماد را به در اتاق عروس مي آورند زني جلوي داماد را گرفته و نمي گذارد كه داماد وارد آن شود و تا داماد چيزي را به عنوان پاداش به او ندهد اجازه ورود ندارد و اين زن معمولا كسي است كه در اين چند روز مراسم خدمتگذار عروس بوده است .

گيواري ‌

بعداز استحمام عروس وقتي كه عروس را براي شب زفاف آرايش و يا به زبان بلوچي سينگارتsngartمی گویند و ه عروس، خواهران يا اقوام نزديك داماد (زن) كه ازقبل با عروس رابطه نزديك داشته اند به او هديه مي دهند.

خواستگاري :

در بلوچستان اكثر ازدواج‌ها فاميلي  وطايفه اي است و نامزدي معمولا بيشتر از زمان بچگي و به هنگام تولد دو نوزاد (دختر  وپسر ) صورت مي گيرد  وبه اصطلاح ناف بُر مي‌كنند درهنگام تولد دختري اگر زني پول و دستمزد ناف بر ماما را داد بدين گونه اعلام نامزدي پسرش بادختر آنها را مي كند اما امروزه اين رسم ديگر از ميان رفته است و نامزدي بدين صورت است كه مثلا كسي كه مي خواهد از دختري خواستگاري كند معمولا پدر خود را پيش بزرگتر خانواده دختر مي فرستد و ازا وخواستگاري كند .

نامزدي ،‌بردن انگشتر (حلقه )

چند وقت قبل از بردن انگشتر به خانواده عروس خبر مي دهند كه براي وقت آماده باشيد كه انگشتر مي آوريم و خانواده عروس آشنايان و فاميل خود را جمع مي كنند و آماده براي رسيدن داماد با خانواده ش و اين مراسم همراه با شادي و رقص و موسيقي است كه در آن معمولا رسم بر آن كه مادر داماد يا خواهر بزرگتر داماد انگشتر را به دست عروس مي دهند كه البته امروزه خود داماد انگشتر را به دست عروس و عروس انگشتربه دست داماد مي دهد و معمولا چيزهايي كه همراي است بيشتر يك دست لباس كامل و ساعت  وچيزهاي ديگر. وامروزه هم مد شدی کی شیرینی ازدواج بیاورند یا شیرینی دوستی .

نوشتن عقدنامه و عقد

عقد معمولا به چندين روش انجام مي شود  وقبل ازبردن لباسها و بعد از بردن لباسها ـ مدتي قبل از شروع مراسم ازدواج ـ روز قبل از شب رفاف در اين مراسم همه آشنايان و فاميل عروس و داماد براي تعيين مهريه  وعقد كردن جمع مي شوند پس از صرف شيريني شروع به نوشتن عقدنامه (كبز kabz ) مي كنند  وپس از تعيين مهريه خطبه عقد را مي خوانند و عروس و داماد را به عقد هم در مي آورند  ودر آخر حاضران به داماد تبريك مي گويند  وبراي او دعاي خوشبختي مي كنند .

مختصري از مراسم ازدواج

ازدواج معمولا در دو روز  وسه شب انجام مي شود ابتدا همه را دعوت مي كنند  ومعمولا سخناني كه توسط زنان به زبان مي آيند اين است كه معرفت بگذاريد كه مي خواهيم گندم پاك كنيم (شرف اير بكنيت كه صدمن دانين اير رحته)

شب اول كه معمولا به شب دزدكي معروف است در اين شب تنها به دست عروس و داماد حنا مي گذارند كه در اين شب زنان خويشاوند براي شكستن قند دعوت مي شوند.

روز اول : در اين روز معمولا لباسها را به خانه عروس مي برند با تعيين وقت قبلي خانواده داماد و جمعي از زنان آشنا  وخويشاوندان لباس ووسايلي را كه مهيا كرده‌اند روز كه معمولا عبارتند از : سه الي ده دست لباس ـ قرآن ـ آئينه  وشمعداني ـ كفش و دمپايي وسايل آرايشي وزيور آلات ـ اسباب ـ روسري سفيد رنگ ـ مسواك ـ زيه و آستينگ ـ چمدان  وچيزهاي ديگر كه البته تا جايي كه امكان داشته باشد از وسايل قيمتي استفاده مي شود و به خانه عروس مي برند در پايان شيريني تقسيم مي‌كنند ودربعضي جاها رسم بر آن است كه داماد برايش پدر  ومادر و خواهران عروس هم لباس مي خرد.

شب دوم : اين شب به شب حنا معروف است در اين شب اكثر كساني كه در عروسي حضور دارند به دست خود حنا مي گذارند در بعضي جاها رسم بر آن است كه تنها پيش عروس حنا مي خيسانند و از همانجا براي داماد حنا مي آورند ولي اكثر در هر دو جا حنا مي خيسانند.

روز دوم : به روز لوت loot معروف است در اين روز هم خانواده داماد  وهم خانواده عروس همه آشنايان  وخويشاوندان خود را براي صرف ناهار دعوت مي كنند ودر بعدازظهر همان روز داماد  وعروس را استحمام مي كنند و پس از اتمام حمام همه بر سر داماد پول و يا سرشانكي sarshanaki مي ريزند  واين مراسم همراه با شادي  ورقص و پايكوبي و مراسم هايي همچون تيراندازي  ومسابقه مي باشد

شب سوم : كه همان شب زفاف است  وداماد را به خانه عروس مي برند و بعد از همراهي و بدرقه خويشاوندان داماد او را تنها مي گذارند  وتا دور روز در خانه عروس مي ماند در اين دو روز آشنايان و خويشاوندان به ديدن آنها مي روند  وبه آنها هديه مي دهند  ودر ظهر روز سوم آنها را به خانه داماد مي برند  وهمه آشنايان را جهت صرف ناهار دعوت مي كنند که امروزه رسم بر اینه کی قبل از اینکه داماد را یکجا کنند مردم و دوستان و اقوام دور و نزدیک را به صرف شام دعوت کنند.

هپتيك Haptik

بعد از روز سوم آشنايان و خويشاوندان عروس و داماد را جهت صرف شام ويا ناهار دعوت مي كنند و در همين حين به آنها هديه مي دهند كه معمولا وسايل منزل است كه به آن هپتيك گويند.

Nahok_zaman@yahoo.com

لینک
   بلوچ و اينده   

در طی تاریخ مردم بلوچ در تلاش بودند که روشهای برای اینده خودو جامعه بلوچ پیش گویی و برنامه ریزی کنند مانند نگاه کردن به ستاره ها و گوی کریستالی و غیره که روشهای کمی و کیفی متعددی را تهیه کرده اند که مبنای آنها آینده پژوهی بر مبنای عقلانیت است و نیز آگاهی از این واقعیت مهم است که آینده به هیچ وجه به طور مطلق و صد در صد قابل شناخت نیست. و امروزه جوان وقشر بلوچ برای اینده خود تصمیم گیری می کنند.
تفکر درباره آینده کار نسبتا آسانی است. همه ما تجربیات فراوانی در این زمینه داریم و در زندگی  روزمره خودمان  مرتبا از آن استفاده  می کنیم   مانند  برنامه  ریزی برای مسافرت تفریحی، نوشتن کارهای هفتگی که باید انجام دهیم بنابراین می توان گفت که همه ما در زندگی شخصی واجتماعی خودمان یک آینده پژوه هستیم.

ما ومردم بلوچ برای حفظ و بقای زندگی خود به یکدیگر و به منابع محدود آن وابسته هستیم. اما برای تکمیل این تشبیه، استعاره جالب دیگری نیز باید ذکر شود و آن عبارت است از تصویر زمین به مثابه " ماشین زمان". یعنی حرکت بی وقفه از زمان گذشته به سوی آینده تمردم این منطقه  برای آنکه عاقلانه عمل کنند، بایستی نسبت به پیامدهای اقدامات خود و دیگران، واکنش های آنها و همچنین نسبت به نیروهائی که خارج از کنترل آنهاست، آگاهی و شناخت کافی داشته باشند. نکته بسیار مهم است که این پیامدها تنها درآینده رخ می دهد بلکه حال به فکر اینده بقیع قشر مردم به خصوص بلوچ و اقوام بلوچ باشیم و بلکه مردم بلوچ میکوشند تا انچه در اینده اتفاق خواهد افتادنیز بشناسد و این راه شناخت حدسی موقعیت کنونی خود را تشخیص میدهد. مردم بلوچ  به دنبال کشف، ابداع، ارائه، آزمون و ارزیابی آینده باشد تا بتواند برنامه ریزی درست و کلان بکند . و این عمل به انان کمک می کند تا اینده نگر خوبی باشندتقدیر و سرنوشت نظریه ای است در تاریح قوم بلوچ و بلوچستانی که امروزه طرفدارن زیادی در بین این ملت بوجود اوردی و یعنی ما فقط باید به دلخوشی زمان حال و نزدیک به خودمان فکر میکنیم وازآن لذت مبیریم و میگوییم فکر کردن برای اهداف اینده هیچ نفعی و فایده برای ما ندارد و ما قادر به طرح ریزی مسیرهای ممکن به سمت اهداف مورد نظر نیستم و هر آنچه که در تقدیرمان رقم خورده است به وقوع خواهد پیوست.

. اگر آینده از قبل مشخص شده است پس دیگر هیچ کس را نمی توان مسئول اقدامات بد و خلافکارانه اش دانست چرا که آن شخص خود را قربانی تقدیر و سرنوشت خود خواهد خواند و مسئولیت کارخود را بر گردن سرنوشت خود خواهد گذاشت. وجوانان بلوچ چنین فکر میکنند پدر و اقوام و کل مردم بلوچ چی کاری شدند یا چی اینده داشتند که من داشته باشم پس به اینده خود برنامه ریزی نمی کند و بقیه افراد را به راه خود می کشاند و می گویید که اینده کسی خبر نداری و به فکر خود و اینده مردم بلوچ نباشد و این طرز فکر را پدران انها به فرزندان یاد دادی و می گویید راه من تو ادامه بدی کدوم بلوچ ریس یا یک کاری شد کی تو میخوای بشی.

تقدیرگرائی در حقیقت یک نوع بهانه، بخشش و آمرزش برای گناهان، خطاها، نقاط ضعف وغیره ایجاد میکندو چند حقایق دارد کی می توان از انها به شرح زیر نام برد: (1)قابل فهم بودن در اینده (2) قابل بهبود بودن آینده(3) فوریت و اضطرار آینده(4) قابل فهم بودن آینده
یعنی  حقیقت این است که ما مردم بلوچ نمی توانیم چیزی درباره آینده بفهمیم یا بدانیم. زیرا جهان توسط یک سیستم بسیار پیچیده ای رو به جلو حرکت می کند و زمان می تواند تا بی نهایت ادامه داشته باشد اما جزئی ترین دانشی که می توانیم درباره آینده کسب کنیم برای بهبود آینده های شخصی و سازمانی خودمان بسیار ارزشمند است.و ما برای اینده مردم قوم خود تصمیم بگیریم و مهمترین عوامل تغییر ساختار فعلی به اینده باید مردم بگذارند پسران و دخترانشان  درس بخونند تا درباره اینده خود تصمیم گیری درستی داشته باشند.. در حقیقت اگر هیچ ارتباطی بین گذشته و آینده وجود نداشت اصلا" ما قادر به تفکر درباره آینده و شناخت اتفاقات محتمل نبودیم. در چنین حالتی فقط می توانستیم به حوادث در زمان به وقوع پیوستن آنها عکس العمل نشان دهیم.
نصف حقیقت: ما هیچ کاری درباره آینده نمی توانیم انجام دهیم. کل حقیقت: ما به عنوان افراد جامعه قدرت کمی برای شکل دادن به آینده زمین و بسیار کمتر نسبت به کائنات داریم. اما ما قدرت خارق العاده ای در بهبود آینده شخصی خودمان داریم یعنی ما زندانی تقدیر وسرنوشت نیستیم بلکه قدرت قابل توجهی برای شکل دادن به آینده داریم. نصف حقیقت این است که ما نباید زمان خود را صرف تفکر درباره آینده کنیم زیرا مشکلات اضطراری با فوریت بالائی وجود دارند و تفکر درباره راه حل آنها اولویت بیشتری دارد. اما کل حقیقت: درست است که مشکلات روزمره و ضروری را هر چه زودتر حل کنیم ولی این موضوع صحیح نیست که تفکر درباره مشکلات فوری و ضروری ما را نسبت به تفکر درباره آینده باز دارد. در این دنیای پر تغییر دیگر سنت های قدیمی آینده ما را شکل نمی دهند بلکه ما خود باید آینده خودمان را خلق کنیم تا بتوانیم خود، سازمان و جامعه را در برابر تغییرات جهانی آماده سازیم و نه اینکه سنت های قدیمی را زیر پا بذاریم کمی از فکر و عقل خود استفاده کنیم و بدونیم این کار که من میکنم درستی یا نه بنابراین آینده پژوهی نباید بخاطر مشغله زیاد و در گیر شدن با بحرانها و مسائل جاری فراموش شود. ما نباید اعتقاد داشته باشیم که " چرا نگران آینده باشیم. بالاخره آینده خواهد آمد و آنگاه ما می توانیم به آن فکر کنیم و راه حلی پیدا کنیم". آینده و آینده پژوهی بسیار مهم و ضروری است چون نمیتوانیم به وقوع پیوست آنرا به تعویق بیاندازیم
ما فکر می کنیم چون در مرز کار میکنیم همیشه مرز هست و فکر میکنیم از قدیم تا حالا شغل پدر من این بودی در اینده همین است نه اینده پیش بینی نمیشه ولی به فکر اینده خودمان باشیم.

به نظر آینده نگران آینده از قبل طراحی نشده بلکه پهنه گسترده و بازی است که مردم توانائی های مختلفی برای شکل دادن به آن دارند. در نظر آینده پژوهان یکی از دلایل اصلی اینکه آینده مبهم و عدم قطعیت بالائی دارد این است که ما می توانیم بر آن تاثیر گذاریم و مسیر حوادث را تغییر دهیم والا هیچ چیز مبهمی وجود نمی داشت.
بطورکلی روشهای تحقیقی در آینده پژوهی به دو دسته کلی تقسیم بندی می شوند:
روش های توصیفی یا استتناجی
روش های تجویزی یا هنجاری
در روش های توصیفی یا استتناجی، سعی بر این است که با مطالعه حوادث گذشته و حال و با توجه به روندهای حاکم در زمینه های مختلف، آینده یا آینده های مختلفی راکه احتمال بوقوع پیوستن آنها وجود دارد، تشریح و توصیف شوند. بدین ترتیب تصویر یا تصویرهائی از آینده بدست می آید که هرکدام برنامه ریزی خاصی را نیاز دارد

در روش تحویزی یا هنجاری، بیشتر تمرکز بر روی شرایطی است که آینده "باید" حاوی آن باشد. یعنی با توجه به ارزش ها و ترجیحات فردی یا سازمانی می توان تصویر یا تصویرهائی از آینده مطلوب به دست آورد و سپس با برنامه ریزی گام به گام رسیدن به آن آینده مطلوب را کشف و مورد بررسی قرار داد.

سودمندی آینده نگری
الف)- آماده بودن خود و دیگران در برابر آینده: با استفاده از تصور حوادث ممکن وارزیابی احتمالات می توانیم خود و دیگران را برای آینده مجهز کنیم. در این حالت می توانیم فرصت ها و تهدیدها را شناسائی کرده و در برابر آن یا برای بدست آوردن آنها برنامه ریزی کنیم.
ب)- کسب نمای کلی از آینده های در حال ظهور: با استفاده از آینده پژوهی می توانیم بذر تحولات آینده را در زمان حال شناسائی کرده و نسبت به آنچه که درحال ظهور و بوقوع پیوستن است اطلاعات و دانش بیشتری کسب کنیم.
پ)- دریافت و درک زودهنگام هشدارها: علاوه بر شناسائی فرصت ها و تهدیدها، آینده پژوهی ما را نسبت به درک زودهنگام این حوادث یاری می رساند.
ت) کسب اعتماد به نفس: بعد از یادگیری فرایند آینده پژوهی، بدلیل اینکه گستره وسیعی از حوادث و اتفاقات آینده را مورد بررسی قرار داده ایم و نسبت به آنها اقدامات لازم را مدنظر قرار داده ایم از یک اعتماد بنفس بالائی برخوردار خواهیم بود.
ث)- کسب موقعیت برتر در رقابت ها: آینده پژوهی در حقیقت تصمیم گیری مربوط به آینده در زمان حال است یعنی ما درباره مسائل آینده خودمان در زمان حال تصمیم می گیریم. دانش و بینشی که آینده پژوهی به ما ارائه می دهد در حقیقت ما را در کسب موقعیت برتر در عرصه رقابتی یاری می کند.
ج)- ایجاد تعادل بین اهداف مختلف: اگر ما دقایقی را برای تفکر نسبت به آینده در زمان حال صرف کنیم می توانیم از ذهنیت " دلخوش بودن به زمان حال و به تعویق انداختن نگرانی درباره آینده " رهائی یابیم. در این حالت بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود یک نوع تعادل ایجاد می کنیم.
خ)- کسب اطلاعات نسبت به نیروهای موثر: از مزایای دیگر آینده پژوهی می توان به کسب اطلاعات درباره نیروها و عوامل موثر در زندگی شخصی یا سازمانی و حتی زمینه های بزرگتر اشاره کرد. شناسائی این نیروها و عوامل درفهم و درک آینده بسیار ضروری است . و می توان از عالم با علماء کمک خواست و راهنمای .
چ)- سازگاری با تغییرات: فهم و درک نیروها وعوامل موثر در زمینه فعالیت های شخصی و سازمانی ما را نسبت به تغییرات احتمالی آینده هوشیارتر می کند و می توانیم برنامه ریزی کرده و خود یا سازمان را در برابر آنها آماده کنیم و به یک نوع سازگاری با تغییرات دست یابیم.
(1)-ولی بعضی از مردم بلوچ  در این ، معتقدند که آینده در حقیقت ادامه منطقی گذشته است. به اعتقاد این افراد نیروهای غیر قابل تغییر و بزرگی آینده را به صورت یکپارچه و قابل پیش بینی بوجود می آورند. بنابراین هر کسی که روندهای گذشته را بخوبی شناسائی کند می تواند با استفاده از منطق حاکم بر روندهای گذشته آنها را به سمت آینده گسترش داده و بهترین پیش بینی ممکن را بدست آورد.

(2)-ولی بعضی از قشر بلوچ در این متعقدند که تاریخ تکرار خواهد شد. ساز و کار های باز خورد قوی در جامعه به همراه محرکهای انسانی باعث تکرار روندها و حوادث گذشته در الگوهای قابل پیش بینی و ادواری خواهد شد

(3)-وبعضی از بلوچ ها در این باور هستند که آینده توسط باورها و اقدامات افراد، سازمانها و ارگانهای مهم و کلیدی بوجود می آید و شرایط آینده می تواند با تغییر این افراد، سازمان ها و ارگانها بهبود یابد. بنابراین آینده را می توان با آزمایش و بررسی اهداف گوناگون تصمیم سازان و افراد موثر پیش بینی کرد و اهداف دراز مدت این افراد ، سازمانها و ارگانها و اقدامات برنامه ریزی شده آنها در حقیقت تصویر و نمای کلی و دراز مدت آینده را مشخص می کند.

(4)-و بعضی از قوام بلوچ در این باورند که آینده نتیجه دسته ای از حوادث و عواملی است که غیر قابل پیش بینی، تصادفی و بدون ترتیب و گسترده می باشد.

من چنین فکری نمی کنم و می گوییم که آینده نتیجه دسته ای از حوادث و عواملی است که غیر قابل پیش بینی، تصادفی و بدون ترتیب و گسترده می باشد زمان به صورت یک طرفه و بی بازگشت به پیش می رود، از گذشته شروع شده، لحظه کوتاهی، حال است و به سوی آینده حرکت می کند و مردم بلوچ می توانند از این عمل گذشته و خال و اینده توصیف کرد که(( افراد با گذشت زمان پیرتر می شوند نه جوانتر))و مانند ((" امواج رادیوئی هیچگاه قبل از ارسال، دریافت نمی شوند)) و مردم بلوچ چنین فکر کنند که هر چیزی که در آینده به وجود خواهد آمد، لزوما امروز یا در گذشته وجود نداشته است. بدین ترتیب امکان دارد آینده شامل مواردی باشد که پیش از آن هیچ سابقه ای نداشته است. این مسئله، اندیشه های تازه، برداشت های تازه و کارهای جدید و علم در حال پیشرفت را تصور خود قراردهد تا بتواند اینده خود را ببیند .اینده طور کامل از پیش تعیین شده نیست من الان سراغ دارم در قران نگاه به اینده شدی بله تمام سوره های قران از اینده می گویند یعنی چیزی کی در قران در زمان قدیم بودی الان داری به حقیقت میپیوندد پس ما هم می توانیم به اینده امیدوار باشم و سعی کنیم کی زندگی خوب و با معنی دار در اینده داشته باشیم آینده پژوهان و دیگران که پیرامون آینده مطالعه می کنند. نوشته های متنوع و گسترده ای به جای گذاشته اند. این نوشته ها، به طور کلی شامل بحثها و بر آوردهائی از تصاویر برجسته آینده برای زمانه ماست ولی چیزهای دیگی برای اینده تاثیر گذار خواهند بود بهداشت و مراقبت های پزشکی کافی برای همه، زندگی آبرومندانه و شایسته برای افراد، فرصت ازدواج و داشتن فرزند که در بین مردم بلوچ زود شروع می شود این هم اینده را دورتر می برد، شغل، مسکن مناسب و رضایت بخش، فرصت تحصیل و یادگیریاحساس داشتن اختیار، آزادی و قدرت، روشن بینی، احساس سعادت و شادکامی شخصی، آسایش مادی، فرصت آموختن دانش و کسب مهارت ها، بده و بستان محبت و عاطفه، آزادی ابراز عقیده، عدالت و سایر رفتارهای اخلاقی و احترام به دیگران می شود و چیزهای کی انسان را  به اینده دور تر میکنی اینها هستند: شکنجه، بیماری، فلاکت، تحقیر و سرافکندگی، فقر، بی خانمانی، تنهائی، زندان، نفرت، خشونت، جهل، بی عدالتی، فساد و بی بند و باری، ناتوانی و ضعف و ناامیدی.
پس یک جوان بلوچ  برای اینده خود از الان برنامه ریزی درست کند تا بتواند در اینده انسان موفقی برای جامعه بلوج باشد.

نقش یک جوان بلوچ در اینده کشور و مردم بلوچ چیست؟

لینک
   بلوچی که زبان بلوچی نمی داند   

بلوچی که بلوچی نمی داند

واقعا خیلی درد انگیز و اسفناک است که با جوانانی از ملت بلوچ بر میخورم که هیچ نمیتوانند با زبان مادریشان سخن گویند،جوانانی که برای یادگیری زبان مادریشان باید بعد از 20 سالگی سعی و تلاش نمایند و باز هم نتوانند به نحو احسن ازعهده تکلم به زبان مادریشان بر آیند و حتی وقتی به برخی از آنها میگویم چرا به زبان بلوچی حرف نمیزنید در پاسخ چیزی میگویند که واقعا برای یک ملت که دارای زبان مستقلی میباشد مایه تاسف و تعجب میباشد آنها میگویند زبان بلوچی یک زبان عقب افتاده است این جوانان از سخن گفتن به زبان مادریشان احساس شرم میکنند از ابراز کلام با زبان خدادادیشان خجالت میکشند چرا ؟

آیا با زبان خود حرف زدن شرم دارد ؟

آیا شما از آنچه خدا به شما داده ناراحت هستید؟

 آیا نه اینکه ما ملتی هستیم و باید زبان خود را داشته باشیم؟ 

 آیا ما از دیگر ملتها کمتر و درجه ای پائین تر داریم؟ 

آیا ما به این اندازه حقیر هستیم که زبان دشمنان برای ما افتخار و زبان خودمان سر به زیر کننده است؟

 آیا آنها باید ترویج کننده زبان خود و ما تحقیر کننده زبان خود باشیم؟   

آیا زبان ما جزو فرهنگ ما نیست؟

آیا ما باید با دستان خودمان فرهنگمان را به سوی نیستی ببریم؟

چرا عزیزانم به دام دشمنان افتاده اید و دارید مقاصد شوم آنها را تکمیل کنید؟

واقعا جای تاسف است که قشر تحصیل کرده ما با بچه هایشان به زبان بیگانه صحبت میکنند واز روز اول به فرزندانشان بی اهمیت بودن زبان مادریشان را تلقین میکنند.

دشمن برنامه های گسترده و وسیعی جهت از بین برد فرهنگمان تهیه کرده و دارد اجرا میکند و ما همه دست در دست هم داده و درخت ظلم و بیعدالتی و تجاوز را آبیاری میکنیم .

 دشمن چنان زبان و فرهنگمان را تحقیر نموده که امروز یک جوان بلوچ از بلوچ بودن خود احساس شرم میکند دشمن در پی نابود کردن ما است و ما هم داریم تیشه به ریشه خودمان میزنیم من از جوانان بلوچ میخواهم که از این نیرنگ رژیم آگاه بوده و دیگران را هم قبل از آنکه نظاره گر زوال فرهنگمان باشیم آگاه نمائیم و این را بدانید که عزت  و سربلندی و رشد  ما در حفظ فرهنگ خودمان است ما باید حافظان اصالت خودمان باشیم نه ترویج کننده پس خورده های دیگران و تنها راهش این است که سرنوشت ما باید در دست خودمان باشد نه بدست دیگران ودست در دست مبارزین بگذاریم تا از شر این دژخیمان و طاغوتیان که همه چیز ما را تاراج کردند آزاد شویم و خود تصمیم گیرند باشیم . 

امروزه در استان ما در بلوچستان زياد بلوچ سراغ داريم كي بلوچ نمي كنند چرا چون لهج بدي نه اشتباه ميكني به شخصيت شما لطمه وارد نمي كني من در زاهدان مبينم بلوچ ها لباس فارسي پوشيده و به زبان فارسي حرف ميزني بهت ميگي من بلوچ نيستم چرا چنين كاري ميكنند مگي لباس بلوچي چه عيبي داري بپوشي ؟

 

عزيزان شما ميتونيد به سوالات بالا جواب بديد؟منتظر نظرات شما هستم ؟

شما عزيزان نظرات خودتون را براي ادرس زير ايمل كنيد؟

Nahok_zaman@yahoo.com

 

لینک
   نتايج شوراها در شهرستان سراوان   

پس از 1۲ساعت رای گیری در استان سیستان و بلوچستان رای گیری به پایان رسید ولی مردم رای خودشان را دادند ولی یک مشکل اساسی که در شهرستان ما یعنی سراوان روی داد ناراضی بودن  مردم و نامزدها از رای گیری در این شهرستان بود که خیلی از مردم در تعجب بوده و هستند که طبق اماری که از فرمانداری در دست بود افرادی که فقط در سراوان امار رای داشتند حداکثر 20000نفر می توانست رای بدهد ولی امار کسانی که فقط در سراوان رای دادند به بیش از 34000نفر می رسد و سوال اینی که این قدرمردم از گجا وارد شهر شدند برای اولین بار از در سراوان چنین چیزی قابل مشاهده است و خیلی از نامزدها به طرز عجیبی اعتراض از خود نشان میدادند.

طبق  نظرکارشناسان  هنوز از سر شماری نفوس مسکن نگذشتی که بگیم 10سال گذشته مثل اینکه تازه 20روز تموم شدی و میدونیم چند نفر در سراوان زندگی میکنی و چند نفر در این شهر میتوانند رای بدهند و خواهیم گفت و بقیه در روستاها چند نفر هستند که میتوانند رای بدهند درستی که عشایر نمی توانند رای در شورا بدهند در این دوره و لی می توانستند که برای مجلس خبرگان رای بدهند پس چرا اقایون نامزدها با اتوبوس و مینی بوس عشایر را به شهر اوردی و به انها ازنظر مالی کمک کردند بله درستی برای رای دادن اوردن تا بتوانند رای بیشتری جمع کنند این کار از نظر قانون خلاف نیست ولی ابروی یک شهر در خطر است پس چرا مردم شهر فکر و عقل خودشون را به کار نمی گیرند تا بتوند شهری سبز و اباد داشته باشیم .

واقعا جای بسی تعجب است که مردم شهری با فرهنگ مانند سراوان چنین کاری بکنند من نمی تونم بگم کدوم نامزد چنین کاری کردی ولی واقعا بسی تعجبی که نامزدها چنین کاری میکنند . طبق اماری که امروز من و چند دوستان از شهر گرفتیم خیلی ازمردم راضی نبودن از این انتخابات و گفتند که ما به شخص مذکور رای دادیم توی مسجد که چند نفر زن به ما حمله کردند و گفتن اسم نامزد مذکور بنویس و من گفتم من خوشم نمیاد این اقا بیاد توی شورای شهر و به من گفت بنویس بهت میگم یا صر و صدامیکنم من ناچارا این کار کردم ونوشتم این هم عاقبت شهری که زنها توی مسجد مردم به کارهای وادار میکنند که عاقبت خوبی نداری و یکی میگفت من بیشتر خوزهای انتخابی رای رفتم دیدم یک زن را چند حوزه دیدم با نقاب و جای با صورت باز رای میدادی بهش گفتم شما دو جا رای دادی بهم گفت تو هم همین کار بکن از انگشتش فهمیدم که ایشان رای دادن ولی حیفی بعضی از افراد که خلاقیت دارندو نمی تونند این کار بکنند رای نمی یاورند پس چکار کنیم این معضل از جامعه ما دور بشی.

روز انتخابات درمردمی عجیب و غریب در شهربودند که خیلی تردد میکردند در تمام نقطه شهر که معلوم نبود از گجا و کدوم منطقه امده بودن من و مردم سراوان برای اولین بار بود مردمی غریب را در شهر خود میددیم و فقط برای رای دادن امدی بودند توی شهر و بعد از رای دادن یعنی روز بعد این مردم یا شخص توی شهر دیده نمی شد مردم میگویند اینها کسانی هستند که از نامزدها هزینه مالی کمی گرفته تا بهشون رای بدهندو از منطقه های دورتر و از شهرستان های دورتر امده بودند .و در این دوره واقعا تعجبی این همه جمعیت از گجا توی شهر امده و چه کسانی انها را وارد شهر کرده برای رای دادن شما میتونی به این سوال جواب بدی .

حال اسامی نامزدها سراوان و به ترتیب کسانی که رای اوردند لازم به ذکر است از 23نفر نامزدها 5نفر عضو شورای اصلی شهر سراوان هستند و 2نفر عضو عدل و بدل شورا شهر هستند .

اسامی نامزدها واخذ رای های انان:

 

1- محمد جنگی زهی شهستان                         7765رای

2- خیرمحمد   دهقان                                     6040""

3- ایرج رستم زهی                                         5072""

4- حمید رضا بهرامی مقدم                             5428رای

5- نیک محمد بارانزهی                                 5422""

6- اصغر محمدی                                         4566""

7- حاج اسلام امراء                                     4137رای

8- نوید ملازهی                                         3984""

9- فرهاد بزرگزاده                                    3766"""

10- نوربخش فاضلی                                  3422رای

11- مراد محمد نصرتزهی                           2893""

12- محمد رفیق حسین بر                            2804""

13- محمد کریم زاده                                  2793رای

14- حاجی ابولحسن کریم زاده                      2669""

15- مهندس حسین کوهکن                           2161""

16- کریم حسین بر                                   2109رای

17- نورمحمد رحمانی                               1779""

18- خانم کبری قلی پور                            1541""

19- ابولحسن فاطمی                                1511رای

20- مهرداد حسین زهی                            1376""

21- حاج حمید امراء                                1371رای

22- خانم عصمت دهقان                           1265""

23- عبدالحمید درازهی                            432رای

اخرین نتایج امار انتخاباتی در شهرستان سراوان در تاریخ 24و25اذرماه 1385

شما میگید این کسانی که وارد شورا شدند چه باید

بکنند تا شهر خوب و اباد و مردمی با فرهنگ داشته

باشیم؟

 

لینک
   انتخابات در شهرستان سراوان   

آخرين فهرست نامزدهاي انتخاباتي شوراي اسلامي شهرسراوان اعلام شد

و با توجه به انصراف برخی از نامزدها و تغیرات پیش امده در فهرست انها فرمانداری اسامی انها را اعلام کرد و براساس درمجموع 39نفر ثبت نام کردند 33نفر تعین صلاحیت در سومین دوره انتخابات شورای اسلامی یا شهر و روستا در شهرستان سراوان می باشند که در جمع این 39نفر که ثبت نام کردهاند 5نفر زن هستند.

لیست نامزدها انتخاباتی شورای اسلامی شهرستان سراوان

1- حاج اسلام امراء

2- حاج حمید امراء

3- ایرج رستم زهی

4- نیک محمد بارانزهی

5- مراد محمد نصرت زهی

6- محمد رفیع حسین بر

7- نوید ملازهی

8- نوربخش فاضلی

9- خیرمحمد دهقان

10-اصغر محمدی

11- حمید رضا بهرامی

12- عبدالحمید درازهی

13- محمد جنگی زهی

14- فرهاد بزرگزاده

15- مهرداد حسین زهی

16- ابولحسن فاطمی

17- نورمحمد رحمانی سرجویی

18- کریم حسین بر

19- محمد کریم زاده

20- حاج ابولحسن کریم زاده

21- خانم عصمت دهقان

22- خانم کبری قلی پور

23- خانم فاطمه مشکی

24- حاجی حسین کوهکن

25- خانم نازی بایستزهی

26- خانم صدگنج حسین زهی

27- مراد میرمزادزهی

28- اقای شکرزهی

29- و نام چند نفر دیگر به دست نرسیده که ایا انصراف داده اند و ستادی در سطح شهر دایر نیست و نمی توان گفت که برای دیگر نامزدها کنار گیری کردند.

از ميان نامزدهاي انتخابات شوراي شهر سراوان، چهار  نفر عضو دومين دوره شوراي اسلامي شهر هستند

طبق امار از استانداری در دست رسیده در شورای شهر و روستا استان سیستان و بلوچستان بالغ بر 12.577نفر ثبت نام کرده و بعضی رد صلاحیت شده اندو می توان در بین این جمع جوانان و زنان را توصیف کرد که امار قابل توجه به خود جلب نموده و توانسته مورد صلاحیت قرار گیرند.

در سراوان یک هزار و508نفر داوطلب در انتخابات شهر و روستا در این شهرستان هستند که از دوره دوم امار بیشتر است که معادل 14درصد می باشد و مقایسه با دوره قبل نیست و می توان گفت رقابت سخت تر و مهم تر شده است که 17نفر از این امار را دربانوان تشکیل می دهند و در این دوره از جمعیت 250000نفری شهری و روستای  سراوان که واجد شرایط در انتخابات برای رای دادن هستند بالغ بر 128000نفر می توان حق رای دارند که دراین امر سه هزار نیرواجرایی  برای این کار تدارک دیده شده  که امار صندوق ها 236صندوق ثابت و 16صندوق سیار می باشددرکل منطقه سراوان می باشند ولی مشکلی که می توان به ان نام برد به شهر سراوان بر میگرد و به عضو های که در صلاحیت نیستند و لی برای دیگران تبلیغ می کنند و رای مردم خراب می کنند و یکی از افراد که در بین جوانان محبوب هست این کار را برای یکی دیگراز نامزدها میکند و رقابت بین نماینده های قبلی با نامزدهای این دوره حال و هوا را دو چندان نیز کرده و رقابت برای کرسی خیلی سخت شده و عوامل تخریب و شایعه هم بین مردم شروع شده و از طریق بروشورهای و سی دی های که نمی دونم که ساخته و چرا این کار میکنند و به چه مقصدی بین مردم پخش می کنند و این مهمتر smsهای بین مردم رد بدل میشه که نه شماره میفتی و نه معلوم میشه کی فرستادی واقعا که سراوان داری از حال و هوا انتخابات دور میشه و به تخریب هم کشیده می شود .

و می توان گفت در شهرستان سراوان هر نامزد شعاری را برای خود اختصاص داده و نقطه نظرات و پیشنهادهای و اهداف بعضی را چنین بیان می کنند که اکثرا که من خوندم یکی است یعنی همه از یکی از یک جا حرف میزنند ولی مشابه هم ولی بعضی اهداف خاصی دارند ولی جوانانان که نامزد هستند به جوانان بهای بیشتر میدهند و بیشتر نسبت به جوانان حرف میزنند .

که می توان کمی از اهداف این نامزدها که متشابه به هم هستند نام برد

1-       خرید ماشین الات جهت بازسازی خیابان ها و معابر شهری . که 60درصد از نامزدها همین میگویند.

2-      ایجادی فضای ورزشی و تفریخی و فرهنگی برای جوانان و بانوان 100درصد نامزدها همین می گویند.

3-      تشکیل شورای محله و شهردار محله 100درصد نامزدها

4-      پیگیری رفع حمل و نقل عمومی و اخذ تدابیر لازم برای عبور و مرور 80درصد نامزدها.

5-      ساماندهی میوه تر بار شهرستان سراوان 100درصد از نامزدها همین حرف می گویند.

6-      جلسه شواری محله و ارتباط تنگاتنگ با مردم هر هفته یا ماه یک بار 75درصد از نامزدها .

7-      ایجاد نظم در جایگا های سوخت 87درصد از نامزدها .

8-      و نمونه های دیگر که نمی توان اینجا نام ببرم پس خودتون در اینده مبیند که نماینده یا کسی که منتخب مردم میشه چکار میکنی من میگم برای ابادانی شهر و کشورمان و روستاهای این منطقه از کشور کسی را انتخاب کنیم که بتونی کار بکنی و به جوانان هم حق بدی که یک دفعه در این شورای شهر باشند تا ببیند که چکار میتونند بکنند و خواهند توانست .

ودر جلسه که در مورخ 22/9/85در مسجد شهیدان در خیابان نبوت برگزار شد اکثر نامزدها شرکت کرده بودند به جز چند نفر که نمی دونم چرا نیامدن و نیومدن انها از چیست ولی به بعضی حق داد شاید نتوانستند بیایند ولی خوب بود به هر نامزد 10دقیقه وقت دادند حرف بزنی و از بیوگرافی و تحصیلات و اهداف و برنامه های خود بیان کنی دراین جلسه از نامزدهای که دوره قبل در شورا بودند درخواست کردند تا برنامه های که در این چند سال داشته و توانسیتد انجام بدید را شرح دهید که دو نفر از انها در این جمع حضور داشتند .ولی بعضی از افراد نامزدها در قسمت بیرونی مسجد به پخش کردن کارت و اهداف وبرنامه های نامزدها پرداختند و بعضی برای تخریب در بین نامزدها شرکت کرده بودند.

پس می شود گفت برای اینده شهرمان خودمان تصمیم گیرنده هستیم و ما می توانیم به کمک نماینده های که خودمون انتخاب می کنیم شهری اباد و سبز داشته باشیم پس وعده ما و مردم سراوان روز 24اذر ماه در پای صندوق رای در شهرستان سراوان و روستاهای اطراف این سرزمین با فرهنگ .

چند سوال که می توان در جمع مردم پی برد این است .

1-       کسی باشد که توانا و برخورد خوب وبا منطق داشته باشد و درد مردم بدونی ؟

2-      از جوانان  باید 2نفر در شورا شهر باشند و خواهند شد؟

3-      کسی که مردم رای میدهند باید از اهداف و اصول و برنامه های اینده او باشد رای بدهند تا شهر خوب واباد باشد.

4-      حمایت کنند از کارگران جهت رفاه تامین زندگی ؟

5-      کسی که سواد داشته باشد و بتواند حرف زدن و جرات داشته باشد که حق مردم بگیرید ؟

و هزاران چیز دیگر که اگی من بنویسم شاید کسی نتونی بخونی پس همین چند مطلب کافیست ؟

سوال مهمی اینی که شما برای کی رای میدهید و چه نقطه نظرات داردو اهداف او چیست؟

 

لینک
   سنگ نگاره های ناهوک   

سنگ نگاره‌هاي دره نگاران ناهوك شهرستان سراوان يادگار هزاره‌هاي پيش از تاريخ است.

"نگاران" همان گونه كه از نام آن پيداست برگرفته از نگارگري‌هاي اصيل و تحسين برانگيز نگارگرهاي دوران‌هاي گذشته خصوصا پيش از تاريخ است .

دره نگاران ناهوك سراوان رادر واقع بايد يك نگارخانه‌از نگاران هزاره‌هاي گذشته اين منطقه دانست .

در اين محل انبوهي از نقوش اصيل و قابل مطالعه وجود دارد كه با توجه به منطقه نسبتا محدود آن با دارا بودن چندين هزار نقش و نگار بايد آن را بزرگترين مجموعه سنگ نگاره شناخته شده در ايران محسوب كرد.

به عقيده كارشناسان با اندكي تامل به مجموعه نقوش دره نگاران مي‌توان دريافت كه مهاجران ومهاجمان درهزاره قبل از ميلاد مسيح به اين سرزمين وارد شده‌اند.

نقوش دره نگاران كه اكثرا نقوش انساني و حيواني هستند به سه دوره قديم ،ميانه و جديد تقسيم مي‌شوند كه دروه قديم به حدود هزاره‌هاي چهارم تا هشتم برمي گردد.

اهالي روستاي ناهوك سراوان از نقوشي كه بر سينه اين صخره نقش بسته به نام "سنگ پير گوران" ياد مي‌كنند و اعتقاد دارند اين نقوش را غير مسلمانان (زرتشتي) در اين محل حك كردند.

سالخوردگان و پیرمردهای و کماشان  روستا ی ناهوک که از انها سوال میکردم چنین می گفتند که  پدران آنها اين نقوش را ديده و از آن ياد كردند و در هر صورت قدمت اين نقوش را به گذشته‌هاي بسيار دور نسبت مي‌دهند.

و این نقش ها انساني به صورت ملبس يا برهنه و نقوش حيواني مانند اسب، خر وحشي، مار،گاو، سگ ،روباه و غيره را مي‌توان مشاهده كرد.

روستاي ناهوك در ۳۵كيلومتري شهرستان سراوان واقع شده‌است و مردمی مذهبی و معتدین و با  فرهنگ هستند و روستای با اب تمیز و کشاورزان عالی در منطقه وجاهای نفریخی و سیاحتی این روستا را دو چندان کردی  كه وجود منابع غني اين منطقه را تبديل به سبز و خرم‌ترين مناطق و از قطب‌هاي كشاورزي در  شهرستان سراوان می گویند و روز به روز در حال ترقی می باشد .

طبق  اسناد تاریخی در قدیم نام ناهوک   نصرت آباد بوده و و به دلایلی که نمی دونم چیست تغیر اسم داده شده و به ناهوک امروز شده است  دراین روستا قوم های  با شهرت نصرت زهی و نصرتی و نصرت و ارباب و دهقان زهی و غیره نام برد  و مردمی کشاورز و معتدین و مذهبی دارد که جوانان با فرهنگ و تحصیل کرده نیز در این روستا  یادشده است. و منطقه سردشت میانه ای از اعتدال طبیعت است در روستا ناهوک واقع است  که دارای دیدنیهای زیبای همچون سیکندر و چاه واجه و دروازه دلینوک و معروفت تر از همه  آبشار چوتین گون نام برد.

نگاران چیست؟

نگاران مجموعه از سنگ نوشته ها وکتیبه های به زبان تصویر است که در دنیا بی نظیرند . این مجموعه به عنوان بزرگترین مجموعه نوشته های باستانی در خاورمیانه و در تمدن شرق محسوب می شود. بر اساس اعلام نظر کارشناسان باستان شناس  سیر تاریخی این سنگ نوشته ها از پیش از تاریخ تا زمان ساسانیان است. جالب است بدانید این مجموعه حتی در آثار باستانی استان ثبت نگردیده است اما شهرت جهانی دارد. با توجه به مطالعات محدود صورت گرفته در دره نگاران این سنگ نوشته های موجود در جهان منحصر به فرد اعلام شده اند.و ما و مردم ناهوک تلاش می کنیم این سنگ نگاره های در جهان به ثبت برسند تا سیاست تمدارن و افراد سیاحتی از این منطقه دیدن کنند بنابراین باید تلاش کنیم اول این سنگ نگاره ها در جهان به رخ همه کشیده شوند تا مردم به دیدن این سنگ های جالب که روی قسمتی از روی کوه هک شده اند دیدن کنند این سنگ نگاره ها از موقعی که اقای واحدی ازگروه صبح ایران که چند سال قبل در تلویزیون بودند و امروز هم هستند به این منطقه برای جمع اوری خبر رفته بودند شهرت بیشتر یافت و امروزه بعد از ایشان کسی به دیدن این منطقه یا خبر یا گروه تلویزیونی برای برنامه هایش به این منطقه نیامدی  باید دولت به خصوص میراث فرهنگی به فکری برای این منطقه بکند و گرنه روز به روز این سنگ نگاره رو به نابودی هستند و اقای مهندس بزرگزاده در حال مستندی هستند درباره این سنگ نگاره ها کی نمی دونم اماده هست یا نه ؟

نگاران کجاست؟

نگاران دره ای است زیبا اما با محیط کویری که در گذشته سرسبز و شکارگاهی عظیم بوده است . این دره زیبا در کوه های سردشت  ناحیه ناهوک شهرستان سراوان قرار داردو در این منطقه جاهای تفریحی زیادی وجود دارد که می توان چند تا از معروف ترین انها سیکندر" چاه واجه" و ابشار چونطون" نام برد .

نگار در نگاران نگار در نگاران حکایت فرهنگ است فرهنگی به استواری تاریخ و تمدنی درخشنده و تابناک ، نگار در نگاران مجموعه ای است از تلاش مردمان بلوچ  برای بودن وماندن.

لینک
   جوانان و نوجوانان در قشر بلوچ و جامعه:   

به نام خدا

پيشرفت جوان ونو جوانان بلوچ:

قبل از موانع پيشرفت جوان و نوجوان بلوچ بهتراست نگاهي به مشكلات اين قشر ازجامعه بپردازيم .

طبق امار در استان اكثرا جمعيت جوانان تشكيل مي دهند و اينجاست كه مشكلات استان چند برابر ميشود و اينجاست كه استان به برنامه ريزي كلان و خرد دارد و از انجا كه جوانان و نو جوانان در اكثركشورهاي دنيا افرادي از جامعه را تشكيل مي دهند و ما ميخوام جوان بلوچ بتواند در اينده برنامه ريزي كند تا بتواند ابتكار و خلاقيت از خود نشون بدهد و بتواند براي جامعه بلوچستان فرد تاثير گذار و محبوب براي جامعه اسلامي باشد.

پس جوانان بايد زمينه  براي رشد و شكوفايي داشته باشند تا بتوانند استعدادها و خلاقيت هاي خود را به فعاليت برسانند و حداكثر استفاده بكنند و در اين صورت جوان بلوچ احساس غرور و شادابي مي كند و مي تواند بقيه قشر و جامعه بلوچستان را براي ادامه تحصيل دعوت كند. ولي اگر به وجود نياد جوان بلوچ دچار منكوب و افسردگي جامعه ميشود و به كارهاي خلاف و معتاد شدن رو مياورد بنابراين بايد تلاش كنيم تا جوانان بلوچ را به دعوت كردن درباره علم و ادب و مشاوره با انان درباره قوم بلوچ و تحصيل دعوت كنيم .

يك چيز مهم در اين منطقه اين است كه در منطقه نارساييهاي نوجوان و جوانان منطقه با سطح مملكتي يكي هستند و از انجا كه منطقه بلوچستان نارساييهاي خود را دارا است نيازمند است به ژرفاي بيشتري به مسايل( فرهنگي واجتماعي و سياسي و اقتصادي و غيره ) در اين منطقه براي جوانان و نو جوان بلوچ و كمبود نارساي مي باشند.

زيرا براي اين جوانان و نوجوانان برنامه خاص و مدون براي حل مشكلات اين جامعه صورت نگرفته است و در اجتماع چنان نقشي را بازي مي كنند كه در اين نقش قرار نگرفتند و انرژي جواني و پويايي دوران همچنان با گذر زمان به هدر مي رود.

از انجا كه در بيبن جوانان طبع جواني وجود دارد جوشش و تحرك بيشتر وجود دارد و در جوانان و نوجوانان اين منطقه يك سوال براي انها به ذهن مي رسد كه در اجتماع نقش انان چيست؟

اولين سوالي كه بين جوانان منطقه هم بوجود مياد اين است كه توجه به بينش و تفكر نقشي كه دراجتماع ايفا مي كند را به خود تشكيل مي دهد .مانند سوال بالا.

بنابر بر تحصيل اين جوانان به علت مشكلات اقتصادي و فرهنگي و غيره تحصيلات خود را به پايان برسانند اولين موضوع كار براي اين جوانان كه طرز فكر اين جوانان كارگري است كه اشتباه غلطي بين جامعه ماست كه اين جوانان بايد بيشتر به كارگري فكر مي كنند تا مانند يك ريس يا مدير موسسه بنابراين چكار كنيم تا اين فكر اشتباه را از سر جوانان بلوچ دور كنيم .

امرزوه جوانان بلوچستان با  سه دهه شروع از انقلاب اسلامي از  نقش و پايگاه انان چيست؟

موضوع هاي خاص در بين قشر جوانان بلوچ است كه مي توان انها را به صورت زير شرح بدهم .

(1)-اولين اينست مربوط به بيكاري نوجوانان و جوانان ترك تحصيل كرده كه انان هم مشكلات خاص خود را در اجتماع ايجاد مي كند؟

(2)-دومين اينست كه مربوط به بيكاري جوانان تحصيل كرده كه مراتب خطر اين افراد با افراد براي اجتماع از خطرات قشر اول بيشترو بيشتر مي باشد .

استان ما داراي مشكلات خاص خود را دارا مي باشد و اكثر فرصتهاي شغلي كه در بلوچستان وجود دارد چه در سطح مديريتي كلان و چه در سطح مديريتي خرد  جزء مردم بلوچستان بطور فعال و پويا شركت داده نشده اند .پس تلاش برای اینده ایران و مملکت خود و بقیه جامعه بشری.

و بيكاري جوانان تحصيل كرده بلوچستان خطر جدي كه هر چند به بار نياورده نشده ولي اينده اگر مهار نگردد مشكل افرين است البته اين يك نوع پيش بينيي براي اينده است.

به نظر بعضي از كارشناسان مردم ايران از هر قوم و قبيله اي كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ و نژاد وزبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهند داشت و همه افراد ملت اعم از زن و مرد و يكسان بودن در حمايت قانون قرار دارند و ازهمه حقوق انساني سياسي و اقتصادي و غيره جامعه با رعايت قوانين و موازين اين اسلام برخوردارند.

نوجوان و جوان بلوچ قبل از هرچيز بايد خود را به علم و دانش بنمايند تا اينكه حرفي براي گفتن داشته باشند بايد نسبت به جامعه و مشكلات ان هوشيار بود و بر مبناي هوشياري و بيداري انتظارات خود را از جامعه بخواهند زيرا هر كس در هر مقامي كه و لباسي كه باشد اگر جايگاه و مملكت وسياست كلان انرا تشحيص ندهد خود را با مولف هاي انرا سازگار نباشد ودروهله اول اگاهي بعد از انتظارلازم وضروري است.

اما در بلوچستان نه كارخانه هست نه شركت هاي خصوصي بنابراين تحصيل كردهاي ما بيكار خواهند ماند يعني رشته كه  خونده است مطابق با رشته هاي ديگر دانشگاهي نيست بايد همان كار كه در كارخانه ها هست را بايد پي ريز كند و سرمايه ندارد پس اين جوان بيكار مي ماند تا كارخانه بعد از چندين سال احداث شود و اگر جذب نيرو كند ايشنان را استخدام مي كند .خوب پس واگذاري كارو شغل افراد ياد شده از غربالهاي بسيار تنگي مي گذرد و انان هم براي بقا و تداوم زندگي ناچار مجبور هستند كه به مشاغلي روي بياورند كه گاهي كاذب و يا ضد اجتماع هستند و نهايتا براي خود و جامعه كه در ان زندگي ميكنند مشكل تراشي ميكنند و افرادفرصت طلب زود كنايه توز خيلي زود بوق و كرنايشان بلند خواهد شد كه اين مي گويند اين مردم مردمي بزهكار و قاچاق فروش و ضد نظام هستند كه به هررنگي كه دلشان بخواهد به مقصد خود برسند و تبليغ سو بكنند.

 

1ـ در جهان امروز چگونه مي‌توان ضمن پيشرفت همه‌جانبه هويت ديني و ملي خود را درقوم بلوچ حفظ كرد؟

2 ـ نقش جوانان بلوچ در توسعه و پيشرفت همه‌جانبه كشور چيست؟

3ـ نقش جوان بلوچ  در ترويج مهرورزي، محبت و حركت به سوي صلح مبتني بر عدالت در جامعه چيست؟

4ـ چگونه مي‌توان از تنش‌هاي جهاني در امان ماند و در عين حال به پيشرفت در جوامع بلوچستان دست يافت تا تحصيل كرده باشيم؟

5ـ نقش دين و فرهنگ در پيشرفت و توسعه همه‌جانبه در قشر مردم جامعه براي پيشرفت جوان بلوچ چيست؟

6 ـ عوامل فرهنگي و نقش آن در توسعه همه‌جانبه در استان ؟

7ـ نقش نخبگان و انديشمندان در پيشرفت در جوامع بلوچ و استفاده از تجربيات استادان بلوچ ؟

8ـ جهاني شدن و تأثير آن بر پيشرفت يا عدم پيشرفت جوامع در بلوچستان ؟

9ـ چگونگي حركت به سوي صلح مبتني بر عدالت در جهان با حفظ هويت ملي وقشر جامعه و عقب افتادگي استان سيستان و بلوچستان ؟

10ـ نقش رسانه‌ها در ترويج در قوم بلوچ ؟

11ـ مباني فكري و عملي در بلوچستان و حومه مجاورت با مرزهاي شرق كشور؟

12ـ نقش آموزش و پرورش در حفظ هويت ملي و ديني در قوم بلوچ براي اموزش تعليم و تربيت ؟

و چيز مهمي كه امرزوه بين قشر جوانان بلوچ تحصيل كرده بيش از هر چيز در اين مردم به نظر ميرسد استفاده از علم و مشاوره با استادان تحصيل كرده كه در خارج از وطن زندگي ميكنند و به بلوچستان بر نمي گردند هست اينها بلكه جدا از قوم بلوچ و جوانان هستندو به وطن برنمي گردند چون در انجا زندگي خوب و درامد عالي دارند به نظر من چنين درامد و تحصيل به درد خودشان ميخورد بلكه امرزوه جوان بلوچ به راهنمايي انها نيازدارند من از طرف جوانان بلوچ درخواست ميكنم كه ايشان به وطن برگردند و به مردم كمك كنند به خصوص جوانان كه ميخواهند ادامه تحصيل بدهند.

لینک
   موسيقي در قوم بلوچ   

موسيقي در قوم بلوچ:

زندگي قوم بلوچ آميزه‌اي از مراسم، آيينها، عقايد و باورهايي است كه ريشه در سنتي ديرين دارند. به ندرت مراسم يا آييني مي‌توان يافت كه با موسيقي همراه نباشد. مراسم بلوچي در مجموع يا آيينهاي كيشي-مذهبي هستند و يا جشنها و اعياد را تشكيل مي‌دهند. عمده‌ترين آيينهاي كيشي-مذهبي عبارتند از: گواتي، مولود(مالد و پير پتز)، انواع زار، محفل دراويش صاحبان، مجالس ترحيم؛ و مهمترين جشنها عبارتند از: عروسي، زايمان، ختنه سوران، هامين(خرما چيني) و گندم چيني. به طور كلي اساس ملوديها بر مبناي شرايط و مراسم، به ويژه تحت مفاهيم متفاوتي تدوين شده اند. از جمله:

ليكو و زهيروك: آوازهايي هستند كه در فراق بستگان نزديك مثل پدر، مادر، برادر، خواهر، و همچنين دوست و معشوق و حتي در دوري از وطن ارايه مي‌گردند. زهيروك در بدو امر فقط به وسيله زنان، در حين كارهاي روزمره خوانده مي‌شده است. اين نحوه اجرا امروز ديگر متداول نيست. فعلاً زهيروك به وسيله خوانندگان مرد و به همراهي سرود(قيچك) اجرا مي‌شود.

كردي: مضمون متن كردي،‌ عينا ً‌مثل ليكو و زهيروك، مبين تاملات ناشي از هجران و فقران است. اين متن حاوي لهجه‌اي است كه در رودبار و منطقه بين ايرانشهر و كرمان متداول است. آواز كردي بيش از همه جا در ايرانشهر و بمپور رواج دارد.

موتك(موتق): موتك به مراسم ترحيم اختصاص دارد. محتواي متن اين آواز شامل مناقب مرحوم بوده و تالم ناشي از مرگ را بيان مي‌كند. براين اساس موتك را مي‌توان نوعي مرثيه به حساب آورد.

شعر: شعر كه در زبان بلوچي به آن شير مي‌گويند، عبارت از آوازي است كه مضمون متن آن را داستانهاي حماسي، عشقي، وقايع تاريخي و رويدادهاي اجتماعي، پند و اندرز و غيره تشكيل مي‌دهد. مشائير(شاعر) كسي است كه شير را با ساز و آواز اجرا مي‌كند. به شاعر پهلوان نيز مي‌گويند.پهلوان تركيبي است از دو كلمه پهلو و وان،پهلو كه مشتق از ريشه زبان پهلوي است، معناي شجاع، دلاور و توانا را دارا است و وان به معناي خواننده است. وانگ به بلوچي همان معناي خواندن در فارسي را مي‌دهد. بنابراين پهلوان عبارت است از خواننده يا ارايه كننده شجاعتها و دلاوري‌ها.

از جمله سروده هاي حماسي مي‌توان به مير قنبر، چاكر و گوهرام اشاره كرد. اين سروده به حكايتي مي‌پردازد كه حدود 5/4 قرن پيش در دوران حكومت همايون شاه، دومين پادشاه سلسله گوركانيان هند و حكومت شاه طهماسب اول در ايران روي داده است. پادشاه ايران سعي در بازگرداندن تاج و تخت از دست رفته سلطان هندي را دارد؛ اما محور روايت بر اساس زندگي و ماجراهاي بيوه‌زن دامدار و ثروتمندي به نام گوهر مي‌باشد كه با رد تقاضاي ازدواج مير گوهرام خان، يكي از حكام منطقه، و يك سلسله ماجراهايي كه پيش مي‌آيد، منجر به درگيري‌هاي دو طايفه رند و لاشاري به مدت سي سال مي‌گردد. بدين ترتيب شعر چاكر و گوهرام از دو قسمت تشكيل مي‌شود و هر يك از اين قسمتها پيروزي يكي از اين دو طايفه و شكست ديگري را توصيف مي‌كند. جنيدخان و دادشاه نيز از جمله شعرهاي تاريخي بلوچ به شمار مي‌آيند. در بسياري روايت‌هاي تاريخي قوم بلوچ، قهرمانان در مبارزات خود، بيش از آنكه اهدافي نظير راهزني(در بعد منفي مبارزه) يا گرايشهاي ملي(در بعد مثبت مبارزه) داشته باشند، هدف نهايي خود را به احقاق حق متمركز نموده‌اند. در مواردي نيز كه مبارزات به درگيري‌هايي با بيگانگان انجاميده است، انگيزه‌هاي اصلي متاثر از عوامل قومي و قبيله‌اي است تا احساسات ملي گرايانه.در متن اشعار نيز مضامين و باورهاي قومي جلوه‌گر هستند.

رويدادهاي اجتماعي در شعر بلوچ نيز به وقايعي اشاره دارد كه در سال هاي گذشته اتفاق افتاده است، مانند كشته شدن ميرپسندخان يا مرادخان كه حدود سي سال پيش رخ داده است. گواتي نيز مربوط به مراسمي مي شود كه به قصد رفع بيماري هاي روحي و اختلافات رواني يا بنا به اعتقاد افراد محلي، در جهت شفاي شخص جن زده و خارج ساختن روح پليد از جسم بيمار صورت مي پذيرد. معني تحت اللفظي گواتي باد است.همچنين به بيماري اطلاق مي شود كه گوات در جسم او حلول كرده باشد. رقص  يا تحركات يكنواخت جسماني در مراسم گواتي، شبيه به سماع خانقاهي دراويش مي باشد. مراسم گواتي استفاده از سازها متنااسب با ميزان پيشرفت بيماري است:

ساز (بازي ساز): ساز به بيماري تعلق مي گيرد كه خفيف ترين درجه گواتي را دارا است. در ساز فقط يك نوازنده قيچك شركت دارد. در اين مراسم زن هاي شركت كننده با آواز نوازنده قيچك را همراهي مي كنند. گواتي با اداي كلمات به فارسي، بلوچي، عربي، سواحيلي (زبان رسمي تانزانيا و كنيا و مجمع الجزاير كومور و بسياري از كشورهاي ساحلي شمال و جنوب شرقي قاره آفريقا) و هندي سعي مي كند بيمار را به وجد آورد.

كُپار (بازي كُپار): هر گاه بيماار مرحله شديدتري از درجات گواتي را دارا باشد، براي او كُپار تجويز مي شود. در كپار علاوه بر قيچك، دهل نيز شركت دارد. پس از پايان بازي كپار قهوه، ذرت برشته و حلوا بين شركت كنندگان تقسيم مي شود.ژ

ولاگ (بازي ولاگ): به اين بازي هونله نيز مي گويند. چنانچه در بازي نهايي بيمار بهبود نيابد، مرگ او حتمي است و بنابر استطاعت بيمار لازم است مرغ، گوسفند، شتر و گاو قرباني و از شركت كنندگان در مراسم پذيرايي شود. متن آوازهاي گواتي در درجه اول مدح لعل شهباز (از بزرگان متصوفه، اهل مرند آذربايجان كه به ايالت سند مهاجرت نمود) و عبدالقادر گيلاني است. علاوه بر اين الله هو، رسول الله، الله من پيكرون نيز ذكر گرفته مي شود.

در موسيقي بلوچ آوازهايي مانند نازينك در مراسم عروسي، هالو و شپتاكي در مراسم زايمان و تبريك تولد كودك كاربرد دارند. آوااز نعْت نيز كه حاوي مدح و ثناي حضرت محمد (ص)، آل او و بزرگان اسلام است، مورد استفاده قرار مي گيرد. (مسعوديه،1364 ،24-9 )

برخي نجواها موزون كه از فريادهاي ديرينه محبوس در گلوي بلوچ و نيز اقليم بري و خشك منطقه سرچشمه مي گيرد، از ساز قيچك، آهنگ محزون و دلنشيني تجلي فرافكنانه پيدا مي كند. از جمله، ساعت طلايي، پيش بندش ببند، هوا چه گرمه بيا بادنم بزن. اين آهنگ با ريتم دلنشين، به صورت دسته جمعي و به نحو سرور آفرين، همنوا با قيچك خوانده مي شود. (زورقي، 1378،-)

هويت بياني در موسيقي بلوچ:

به طور كلي با توجه به بررسي ساختاري آوازها، سروده هاي آيني و ترانه هاي قوم بلوچ، مي توان به اين نتيجه دست يافت كه موسيقي قوم بلوچ داراي هويتي ملوديك مي باشد.

ويژگي ريتم و ملودي در ترانه‌هاي قوم بلوچ:

ملودي ترانه‌ها داراي ويژگي‌هاي مشتركي با موسيقي ساير نواحي ايران هستند. از جمله اينكه در بسياري از ترانه‌ها، روند ملودي تابع هجا‌هاي كلام است. همچنين وجود ترجيع‌بندهايي كه در قالب فرم خاص ترانه‌ها تكرار مي‌گردند. از نظر ضرباهنگ ‌ها نيز بخشي كه به صورت آوازي اجرا مي‌گردند،داراي متر آزاد هستند،ساير ترانه‌ها در ريتم‌هاي متداول4/2 و8/6 اجرا مي‌شوند.(شرح ويژگيهاي تخصصي موسيقي بلوچ در بخش سوم مجموعه حاضر ارايه مي‌گردد.)

 

سازهاي رايج در قوم بلوچ:

عمده ترين سازها‌ي رايج در موسيقي بلوچستان عبارت‌اند از :سرود(قيچك)،رباب،تنبورك،نل،دونلي ودونليودهلك.

الفــ-سرود(قيچك): سرود از جمله اصلي ترين سازها‌ي سنتي موسيقي بلوچ به شمار مي‌آيد.اين ساز زهي آرشه‌اي كاسه‌اي به بزرگي كاسه‌بار و دسته‌اي كوتاه دارد. سرود معمولا دوازده سيم دارد.به آرشه سرود كمانگ مي گويندو موهاي آن از دم اسب است.سرود و كمانگ از چوب پرپنگ ساخته مي‌شوند. هنگام نوازندگي كاسه سرود بر روي زانوي چپ(در حالت نشسته)و به طور عمود قرار مي‌گيرد.

ب-رباب:رباب يا هجده تار نيز از مشهورترين سازهاي موسيقي بلوچ است كه در مناطق مركزي و جنوبي بلوچستان رواح دارد. رباب داراي دسته‌اي كوتاه و سه پرده ثابت است. اين ساز چهار سيم ملودي و چهارده سيم اليكوت دارد(كه معمولا نواخته نمي‌شوند).رباب به وسيله مضراب نواخته مي‌شود.

پ-تنبورك:سازي زهي زخخمه‌اي،فاقد پرده،داراي كاسه‌اي بزرگ و سه سيم است كه به آن سه تار مي‌گويند. تنبورك به وسيله پنجه نواخته مي‌شود. نوازنده اين ساز را تنبورگي يا چنگي مي‌خوانند.

ت-نل:نل به زبان بلوچي به معني ني است. هر دو طرف لوله نل باز و داراي چهار سوراخ صوتي در روي لوله مي‌باشد. نوازنده نل را نلي مي‌نامند.

ث-دو نلي:دو نلي عبارت از دو نل مساوي و جدا از هم است كه هر يك نمادي از نل مذكر و نل مونث مي‌باشند. نل مذكر يازده سوراخ و نل مونث هشت سوراخ صوتي دارد. نل مذكر مظيفه اجراي ملودي و نل مونث نقش واخوان را بر عهده دارد.

ج-دهلك: سازي كوبه‌اي به شكل استوانه از جنس چوب كه دهانه يك طرف آن بزرگتر از طرف ديگر مي‌باشد. در دو طرف استوانه پوست كشيده شده است كه توسط ريسمان‌هايي به طور ضربدر يامثلثي به يكديگر متصل شده اندو به وسيله آنها مي‌توان ساز را كوك كرد. هنگام نوازندگي ساز بر روي زمين قرار مي‌گيردو دست راست به دهانه بزرگتدو دست چپ به دهانه كوچكتر مي‌كوبد.

 

انواع موسيقي بلوچستان:

 

 

موسيقي بلوچستان به پنج نوع متفاوت تقسيم‌بندي مي‌شود:

1- نعت و غزل:

 

همان موسيقي عرفاني بلوچستان است. ادوات اصلي در اين موسيقي رباب و تنبورگ مي‌باشند. امروزه نيز

استفاده مي‌شود در اين موسيقي اشعار عرفاني از مولانا، حافظ، جامي، خسرو دهلوي، شيخ عثمان مروندي معروف بـه قلندر لعل شهباز و اشعار عرفا و شعراي محلي سراوان كه اكثراً از سادات روستاهاي پيرآباد و دهك هستند.

از جمله خواجه مرشد، خواجه نبي‌بخش و سيدعبدالرئوف را با موسيقي محلي و عرفاني در ايام خاص مثلاً ميلاد ائمه خصوصاً نيمه شعبان در مراسم مولودي مي‌خوانند. يكي از نوازندگان رباب و خواننده‌ي غزليات مرشد محمدجان پيرآبادي است كه از چهره‌اي جذاب و صدايي گيرا برخوردار است و در نوازندگي رباب استادي به تمام معناست ولي به دليل اعتقادات عرفاني و مذهبي اجازه ضبط صدا و تصوير نمي‌دهد.

2- صوت و نازينك:

اين موسيقي عبارت است از آهنگهاي شاد و نشاط‌انگيزي كه با ترانه و آواز همراه مي‌باشد صوت با همراهي چند ساز كه قيچك به طور مسلم جزو آنهاست اجرا مي‌شود آهنگهاي صوت زياد متنوع نيست و يكنواختي آشكاري از آن احساس مي‌شود اما ترانه‌هاي صوت متنوع است و پيرامون مفاهيم عاشقانه و زيباي طبيعت و حكايت از شور و نشاط عشق و جواني دارد. مفاهيم آن پرمعنا و بيانگر شور و حالي است كه سروده‌ي طبع لطيف و شاعرانه‌ي بلوچ و انعكاس تخيلات زيباي وي و نيز عشق عميق به ايران و وطن را ترسيم مي‌كند.

موسيقي صوت خود به آهنگهاي متفاوتي تقسيم مي‌شود از جمله آهنگهايي كـه در مجالس رسمي و اعياد و جشنها اجرا مي‌شوند اصطلاحاً شعر گفته مي‌شوند در اين آهنگها مضامين ترانه‌ها پيرامون داستانهاي شورانگيز عشقي و فولكوريك بلوچستان مثل داستان هاني و شيخ مريد، بي‌بگروگراناز عزت و مهرك، حمل و ماه گنج دور مي‌زند. در اجراي شعر سه حالت مختلف معمول است الف: دپگال ب:الحان ج: زهيروگ.

و اما آهنگهاي نازينك برعكس آهنگهاي صوت از تنوع زيادي برخوردار است نازينك به آهنگهايي كه در مراسم عروسي نواخته مي‌شود، مي‌گويند. ترانه‌هاي نازينك كه در خانه‌ي داماد خوانده مي‌شود، قد و قامت، شجاعت و مردانگي داماد را مي‌ستايد و ترانه‌هاي نازينك كه در خانه عروس خوانده مي‌شود زيبايي، نجابت و شايستگي دختر را بيان مي‌كند. آهنگهايي كه در هنگام استحمام داماد مي‌نوازند هلوهالو نام دارد و به آهنگهايي كه در راه مي‌نوازند لارو مي‌گويند.

 

3)موسقي حماسي :

در اصطلاح محلي موسيقي پهلواني گفته مي‌شود. در واقع بيان تاريخ و وقايع تاريخي و حماسي بلوچستان است. بيشتر در مجالس بزرگان قوم توسط پهلوان و همراهان اجرا مي‌شود ساز اصلي اين موسيقي تنبورگ است كه عمدتاً خود پهلوان مي‌نوازد و قيچك نيز همراهي مي‌كند اشعار بيشتر درباره‌ي داستانهاي حماسي مثل داستان چاكر و گهرام، دادشاه و در اين موسيقي خواننده كه معمولاً تنبورگ هم مي‌نوازد سازش را در بغل مي‌گيرد و با زبان محاوره به بيان داستان مي‌پردازد. اين حالت را دپگال مي‌گويند پهلوان در حين دپگال تنبورگ نمي‌زند بلكه ساير همكارانش كه قيچكي حتماً جزء آنهاست آرام آرام مي‌نوازند. سپس آهنگ ريتميك مي‌شود، خواننده تنبورگ را به صدا درمي‌آورد و همه در هم مي‌ريزند و شور و حالي ايجاد مي‌شود به اين حالت الحان مي‌گويند پس از آن در جاهايي از شعر حماسي كه مضمون غمگيني دارد با آوازي اندوهگين شرح ماجرا دنبال مي‌شود و قيچكي با آهنگهاي غمگين و سوزناك يعني زهيروك پهلوان را همراهي مي‌كند.

 

4- موسيقي درماني:

كه در اصطلاح محلي به آن گواتي مي‌گويند. براي درمان بيماري‌هاي روحي بكار مي‌رود بيماري باد (گوات) بر چند گونه است براي هر كدام آهنگ خاص نواخته مي‌شود. مهمترين آنها عبارتند از: زار، شيك، پري. براي تشخيص نوع گوات اول طي مراسمي آهنگهاي مختلف گواتي نواخته مي‌شود بسته به نوع گوات، بيمار به يكي از آهنگها عكس‌العمل نشان داده براي معالجه آن اگر از نوع زار است چنانچه بيمار مرد باشد بابازار و اگر زن باشد مامازار طي مراسمي كه اغلب با موسيقي و دعا همراه است گوات را از تن بيمار بيرون مي‌راند و اگر از نوع ديگر باشد توسط خليفه‌ي گواتي كه تنبورگي در بغل دارد ريتم آهنگ را تعيين مـي‌كند سپس قيچكي و ديگر همكارانش آهنگ را دنبال مي‌كنند اين آهنگ‌ها را مقام گويند. البته در بعضي جاها خليفه توسط ني ريتم آهنگ را تعيين مي‌كند و بقيه با دست زدن و قيچك با مقام گواتي او را همراهي مي‌كنند. اشعار اين موسيقي اغلب مذهبي و در مدح خدا، رسول خدا، پيرها و شيخ‌ها مي‌باشد هر كدام از مقام‌هاي گواتي نام مخصوصي دارند مانند سيمرغ، قلندري، مست قلندر، ياهو، يا الاهو و

خليفه با اجراي مقام گواتي متناسب با بيماري او تا زماني كه بيمار عكس‌العمل نشان ندهد ادامه مي‌دهد. هر زمان كه بيمار عكس‌العمل نشان داد كه در اصطلاح محلي مي‌گويند بيمار «پُر» شده است نشانه‌ي بهبودي بشود، بيمار با تكان دادن سرخود به حالت عادي برمي‌گردد.

5- موسيقي سَهت:

موسيقي كه توسط زيورآلات زنان بلوچ نواخته مي‌شود. هر چند تلفيق موسيقي بلوچستان با مراسم و سنن قومي باعث شده كه تا اين حد حفظ شود اما با پهناي گسترده‌اي كه دارد تقسيمات فراوان و نامها و واژه‌هاي بسياري پديد آورده و همانند موسيقي ساير اقوام ايراني نشانه‌هاي زيادي از فرهنگ اصيل ايراني و باورهاي اسلامي دارد كه نمي‌تواند از نگاه هيچ پژوهشگري مخفي بماند بنابراين با تحقيق و مطالعه بيشتر آن به اصالت و رموز فرهنگ پرمايه‌ي ايران پي مي‌بريم.

 

امروزه چرا جوانان بلوچ به ساز و اهنگ هاي بلوچ گوش نمي كنند و زياد فكر شعرهاي اروپايي و هندي و غيره غيره هستند نه بايد ساز و اهنگ هاي بلوچ فعال بشي تا در اينده بچه ها ما بدوند كي موسيقي بلوچي چيه از الان ما به فكر اين نباشيم كه موسيقي بلوچ فعال نشي پس اينده خبر از موسيقي بلوچي نيست؟

چرا الان جوانان بلوچ بيشتر موسيقي فارسي يا اروپاي وغيره گوش مي دهند؟

لینک
       

بلوچی که بلوچی نمی داند

واقعا خیلی درد انگیز و اسفناک است که با جوانانی از ملت بلوچ بر میخورم که هیچ نمیتوانند با زبان مادریشان سخن گویند،جوانانی که برای یادگیری زبان مادریشان باید بعد از 20 سالگی سعی و تلاش نمایند و باز هم نتوانند به نحو احسن ازعهده تکلم به زبان مادریشان بر آیند و حتی وقتی به برخی از آنها میگویم چرا به زبان بلوچی حرف نمیزنید در پاسخ چیزی میگویند که واقعا برای یک ملت که دارای زبان مستقلی میباشد مایه تاسف و تعجب میباشد آنها میگویند زبان بلوچی یک زبان عقب افتاده است این جوانان از سخن گفتن به زبان مادریشان احساس شرم میکنند از ابراز کلام با زبان خدادادیشان خجالت میکشند چرا ؟

آیا با زبان خود حرف زدن شرم دارد ؟

آیا شما از آنچه خدا به شما داده ناراحت هستید؟

 آیا نه اینکه ما ملتی هستیم و باید زبان خود را داشته باشیم؟

 آیا ما از دیگر ملتها کمتر و درجه ای پائین تر داریم؟

آیا ما به این اندازه حقیر هستیم که زبان دشمنان برای ما افتخار و زبان خودمان سر به زیر کننده است؟

 آیا آنها باید ترویج کننده زبان خود و ما تحقیر کننده زبان خود باشیم؟  

آیا زبان ما جزو فرهنگ ما نیست؟

آیا ما باید با دستان خودمان فرهنگمان را به سوی نیستی ببریم؟

چرا عزیزانم به دام دشمنان افتاده اید و دارید مقاصد شوم آنها را تکمیل کنید؟

واقعا جای تاسف است که قشر تحصیل کرده ما با بچه هایشان به زبان بیگانه صحبت میکنند واز روز اول به فرزندانشان بی اهمیت بودن زبان مادریشان را تلقین میکنند.

دشمن برنامه های گسترده و وسیعی جهت از بین برد فرهنگمان تهیه کرده و دارد اجرا میکند و ما همه دست در دست هم داده و درخت ظلم و بیعدالتی و تجاوز را آبیاری میکنیم .

 دشمن چنان زبان و فرهنگمان را تحقیر نموده که امروز یک جوان بلوچ از بلوچ بودن خود احساس شرم میکند دشمن در پی نابود کردن ما است و ما هم داریم تیشه به ریشه خودمان میزنیم من از جوانان بلوچ میخواهم که از این نیرنگ رژیم آگاه بوده و دیگران را هم قبل از آنکه نظاره گر زوال فرهنگمان باشیم آگاه نمائیم و این را بدانید که عزت  و سربلندی و رشد  ما در حفظ فرهنگ خودمان است ما باید حافظان اصالت خودمان باشیم نه ترویج کننده پس خورده های دیگران و تنها راهش این است که سرنوشت ما باید در دست خودمان باشد نه بدست دیگران ودست در دست مبارزین بگذاریم تا از شر این دژخیمان و طاغوتیان که همه چیز ما را تاراج کردند آزاد شویم و خود تصمیم گیرند باشیم .

امروزه در استان ما در بلوچستان زياد بلوچ سراغ داريم كي بلوچ نمي كنند چرا چون لهج بدي نه اشتباه ميكني به شخصيت شما لطمه وارد نمي كني من در زاهدان مبينم بلوچ ها لباس فارسي پوشيده و به زبان فارسي حرف ميزني بهت ميگي من بلوچ نيستم چرا چنين كاري ميكنند مگي لباس بلوچي چه عيبي داري بپوشي ؟

 

عزيزان شما ميتونيد به سوالات بالا جواب بديد؟منتظر نظرات شما هستم ؟

شما عزيزان نظرات خودتون را براي ادرس زير ايمل كنيد؟

zamanentezaar@yahoo.com

لینک


بهترین سازنده کدهای جاوا

پيشگويي

سوال شما:


جواب پيشگو:

www.avanictemp.mihanblog.com